جهانی شدن در زندگی روزمره جوانان بر ورود به عرصه ی دنیای جدیدی تمرکز دارد که ارتباطات درآن نقش کلیدی دارد. "تراکم آگاهی" در نتیجه حضور ارتباطات دیجیتالی متنوع در زندگی جوانان است. این عرصه ای است که مانند گذشته نمی توان بر مسایل جوانان سرپوش گذاشت. تو سرپوش بگذاری دیگران آنچنان آن را در بوق و کرنا می کنند که افسوس می خوری ایکاش خودم می گفتم.
بزرگان درجامعه ما، مهمترین مسأله ی جوانان را بیکاری، سخت شدن ازدواج، طلاق، افت تحصیلی، ورود به دانشگاه، بحران هویت، و...می دانند. در حالیکه این مسائل از مسایل مهم جوانان در جامعه ایرانی است، به نظر من مهم ترین مسأله "روابط پسر و دختر مجرد" بخصوص قبل از ازدواج است. من در جمع آوری اطلاعات تحقیق خودم در زمینه "جهانی شدن در زندگی روزمره دانش آموزان ایرانی" فهمیدم که جوانان خیلی این درد را فریاد می زنند ولی ما نمی شنیدیم ونمی شنویم. البته من در تجربه معلمی خود هم می شنیدم و می دیدم، ولی می دانید که در عرصه تحقیق مخاطبان سعی می کنند درد دلشان را بگویند شاید طرف (محقق) بتواند کاری برایشان کند. در تحقیق من، با اینکه به هیچ وجه سوال من در باره روابط پسر و دختر نبود، دانش آموزان از هر دری گریزی می زدند تا در این باره درد دل کنند.
وقتی به موضوع رابطه پسر و دختر در جامعه ایرانی نگاه می کنیم، بیشتر متوجه هاله ای از ابهام در تعریف این رابطه می شویم. رویکرد عمده در جامعه ما پرده پوشی است. همه بزرگان سعی می کنند وارد این ماجرا نشوند یا کلی گویی کنند. واقعا تعریف روشن و واقع بینانه ای از این نوع رابطه در جامعه وجود دارد؟
خانواده به عنوان نخستین محل جامعه پذیری جوانان رویکرد چند پهلویی برای این رابطه دارد. از یک طرف پدر و مادر، غالبا دوست ندارند پسر یا دخترشان رابطه ای با پسریا دختر دیگر داشته باشد. این رویکرد درشهرستانهای ایران کاملا مشهود است. از طرف دیگر خانواده ها رویکرد دوگانه ای در رابطه پسرها و دخترهایشان دارند. به عبارتی دوست دارند پسرشان دوست دختر داشته باشد ولی اجازه نمی دهند دخترشان دوست پسر داشته باشد. این رویکرد پارادوکسیکال به این معنی است همه پسرهای ایرانی دوست دختر داشته باشند ولی دخترها نه. نتیجه این می شود که دخترها پنهانی دوست پسر داشته باشند.
مدرسه به عنوان دومین محل جامعه پذیری جوانان با رویکرد جداسازی پسر و دختر، حتی از ابتدایی، هرگونه رابطه پسر و دختر را نفی و خارج از مقررات مدرسه می شناسد. این رویکرد رسمی انکار، در واقع دانش آموزان را برای این رابطه تشنه تر و حریص تر می کند. بطوریکه مهم ترین کار اکثر دانش آموزان بعد از مدرسه هجوم به سمت مدرسه دخترانه است تا خانه! دخترها هم بر کسی پوشیده نیست که استقبال می کنند. به همین دلیل جلوی مدرسه دخترانه، موقع تعطیلی، تعدادی پلیس برای اسکورت دخترها ایستاده اند. بازی موش وگربه پلیس و پسر و دختر هم در جای خود جالب است.
در کوچه و خیابان نیز درباره رابطه پسر و دختر، در سال های اخیر، ابهام و چند پهلویی وجود داشته است. گاهی می شد حتی پسرها و دخترهای در سن سال ازدواج (بالای 25) را هم گیر میدادند. سه بار من و همسرم را گیر دادند که با مکافات از دست شان خلاص شدیم.
هدف من در این مختصر نشان دادن ابهام در تعریف این نوع رابطه در بستر جامعه ایرانی بود. در وبلاگ های بعدی ابعاد این ابهام و چالش های نظری و عملی رابطه پسر و دختر را بحث خواهم کرد.
خداحافظی با وبلاگ
۸ سال قبل
